زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟ آنتونی رابينز برای بسياری از ايرانيان، نامی آشناست. او در ايالات متحده، كانادا و بسياری از كشورهای اروپايی دارای شهرت فراوان است. وی كه تا چند سال پيش در گمنامی و فقر می زيست، توانست در مدت كوتاهی خود را به ثروت موفقيت و شهرت كم نظيری برساند و منشاء خدمات فرهنگی، آموزشی و درمانی ارزنده ای گردد.
انجام فعاليت های روان درمانی سريع و مؤثر، رفع انواع مشكلات فكری و روانی نظير ترس های واهی و بی دليل، ارائه سخنرانی های مفيد و مؤثر در شهرهای گوناگون، اجرای برنامه های تلويزيونی، تشكيل اردوی تابستانی آموزنده برای دانش آموزان مدارس، تشكيل سمينارهای مرتبط و پر طرفدار بمنظور تقويت روحيه و ايجاد انگيزه تلاش و كوشش های مثبت و سازنده در افراد و بسياری از فعاليت های خيرخواهانه و مردمی ديگر، گوشه ای از كارهای ثمربخش جوانی است كه به تازگی سه دهه از حيات پر بار خود را پشت سر گذاشته است.

جالب است بدانید که او به نوعی در عرصه ی سیاسی هم فعال است و بسیاری از رهبران بزرگ سیاسی از “میخائیل گورباچف” گرفته تا “هیلاری کلینتون”، شاگردی اش را کرده اند و در حال حاضر هم دست راست “آرنولد شوارتزنگر”، فرماندار بی نیاز از توصیف ایالت کالیفرنیای آمریکاست.

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

زندگی نامه بزرگان : زندگی نامه آنتونی رابینز

آنتوني يا توني رابينز نويسنده و سخنران مقتدرامريكايي در 29 فوريه 1960 در كاليفرنيا بدنيا آمد. پس از گرفتن ديپلم متوسطه به كارهای گوناگون روی آورد، اما توفيق چندانی نيافت. در سن 22 سالگی در آپارتمان 40 متری محقری، زندگی مجرد فقيرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشويد. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراكی، بيش از يكصد و بيست كيلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عين فقر و فلاكت، رؤياها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خيال، خود را در قصر زيبايی در ساحل دريا و نزديك جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شايسته، اتومبيل گران قيمت و امكاناتی رويايی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد كه با چاقی خود، مبارزه كند و برای رسيدن به اين هدف به مطالعه ی چند كتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقيص يافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای كاهش وزن خود، راهی ديگر جست. به فكر افتاد فردی را كه از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پيدا كند و افكار، اعتقادات، و نحوه ی تغذيه او را سرمشق خود قرار دهد. اين شيوه، مؤثر واقع شد و توانست در كمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژيم غذايی و عمدتاً با شيوه های روانشناسی و كنترل فكر و ذهن، حدود پانزده كيلوگرم از وزن خود را كم كند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقيتی كه در زمينه كنترل وزن نصيب او شد، وی را به انديشه وا داشت كه شايد اين شيوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمينه، در مورد هر كسی بكار گرفت. ابتدا معتقد شد كه برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول بايد افكار، تصورات، و رفتارهای فردی را كه از نظر وزن متناسب است دريابيم. ببينيم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهيم و به همان نتيجه برسيم.

پس از آن معتقد شد كه ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، كم و بيش به هم شبيه است، پس اگر كسی در نقطه ای از دنيا توانسته است كاری بزرگ را به انجام برساند، من هم كه دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عيناً همان كار را انجام دهم و به همان نتيجه برسم، به شرط آن كه از همان راهی كه او رفته است بروم و طرز تفكر و رفتارم شبيه او باشد.

او اين طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به ديگران نيز توصيه نمود و نتايج را بررسي كرد و به درستی اين عقيده ايمان يافت.

در اين هنگام به مطالعه عميق، كتب روانشناسی و شركت در كلاس های استادان اين علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبيل « برنامه ريزی عصبی ـ كلامی » و « روش های انجام بهينه كارها » آشنا گرديد، و چون اين شيوه ها را در مورد خود و ديگران به كار گرفت و به نتايج چشمگيری نايل شد، تدريجاً توجه افراد بسياری به سوی او جلب گرديد.

در سال 1984 شيوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمايش قرار داد و آثار آن در بازيهای المپيك 1984 نمايان گرديد. پس از آن، ارتش آمريكا وی را برای تدريس روش های جديد يادگيری به نظاميان دعوت كرد. ضمن اجرای اين طرح متوجه نقايص آموزشی ارتش در زمينه تيراندازی گرديد و مدعی شد كه می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقليل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت اين دوره را به كمتر از نصف برساند، بلكه درصد قبولي شركت كنندگان را كه تا آن زمان به طور متوسط 70% بود، به 100% افزايش داد. قابل توجه اينكه خود وی تير اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مايع توفيق او شد، اطلاعات عميق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه يادگيری بود.

اين موفقيت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقيت را به سرعت طی كرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسيد. در كمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج كرد. قصر زيبايی در سواحل سرسبز « سن ديه گو » خريد كه از طرفی مشرف به دريا بود. اتومبيل و وسايل زندگی خود را مطابق با آنچه در روياهای جوانی خود می ديد، تهيه كرد. به كمك دوستانش شركتی را تأسيس كرد كه نامش را « بنياد رابينز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسيدن به موفقيتهای فردی و حرفه ای تأسيس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

رابينز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهايی از قبيل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ايالات متحده و همچنين تيمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپيک همکاری کرد. وی همچنين مورد مشاوره ی بسياری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفيلد که چهارمين شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمينارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا كرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولين و عقب افتادگان ذهنی ترتيب داد و در سال 1991 بنيادی غيرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانيان است . با شيوه های روان درمانی خاص خود، بسياری ازافراد را از چنگال يأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دليل ( نظير ترس از تاريكی، جمعيت، ارتفاع، مرگ و نظاير آن ) نجات داد و به شهرها و كشورهای متعدد مسافرت كرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظير رؤسای جمهوری، مديران، صاحبان صنايع و بازرگانان واقع شد و در سمينارهای او گروه های بيشماری شركت كردند. از طريق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلويزيونی به اشاعه افكار و عقايد خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او كه بخش كوچكی از محتوای سمينارهای او را تشكيل می داد و به منظور ايجاد اعتماد به نفس در شركت كنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب كرد.

اجرای سمينارها و برنامه های تلويزيونی نامبرده شده تا اين زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بينندگان مشتاق، برنامه های او را از تلويزيون مشاهده می كنند.

علاقه ی خاص رابينز به اين است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زيستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گيرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی يا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابينز، در سال 1986، در حالی كه بيش از 25 سال نداشت، حاصل انديشه ها و تجربه های عملی خود را در كتابش به نام « به سوی كاميابی » به رشته تحرير كشيد و در آن رازهای موفقيت خود و بسياری از افراد موفق را آشكار ساخت. اين كتاب در 1987، عنوان پرفروش ترين كتاب را به خود اختصاص داد.

در سال 1991 كتاب ديگری به نام بسوی كاميابی 2 ( نيروی عظيم درون را فعال كنيد ) به رشته تحرير در آورد. اين كتاب نيز مانند كتاب قبلی به عنوان پرفروش ترين كتاب سال انتخاب شد. سال 1371 اين دو كتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده كرمانی ترجمه و در دسترس ايرانيانی قرار گرفت كه به دنبال تغييرات عظيم در زندگی خود و ديگران بودند.
خود او در پشت جلد كتاب بسوی كاميابی چنين می نويسد: ” شما نيز مانند ساير افراد موفق، می توانيد به سوی كاميابی گام برداريد. می توانيد به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسيد. می توانيد پدر يا مادری بهتر، دوستی صميمی تر، همسری شايسته ، بازرگانی موفق تر، مديری كاردان تر يا قهرمانی نيرومند تر باشيد. می توانيد كلامی نافذ داشته باشيد و با اشخاص، فوراً صميمی شوید. می توانيد جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشيد.
می توانيد به كمك پنج كليد طلايی، به ثروت وخوشبختی برسيد. می توانيد ترس، نگرانی، افسردگی و يا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور كنيد. می توانيد با اراده و مصمم باشيد و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور كنيد.”

آقای رابينز، در حال حاضر 35 سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکاليفرنيا » زندگی می کند. رابينز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و ديگران استفاده می نمايد. اعتقاد او بر اين است که فرايند تفکر و ارزيابی چيزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانيم که نحوه تفکر و ارزيابی ما ( که خود ارزيابی هم به عوامل گوناگون درموقعيت ارزيابی بستگي دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اينکه يک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و اين رفتارها و عادت هايی که شايد بسياری از مواقع متوجه ميزان بازدارند گی آنها نيز نمی شويم، نهايتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید. یکی از کتاب های زیر مطمئناً راهگشای یکی از بن بست های زندگی شما است.

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

آثار آنتونی رابینز

کتاب های ” تفکر خود را تغيير دهيد تا زندگی شما تغيير کند” ، “365 گام تا موفقیت ( دو جلدی )” و ” به سوی کامیابی” از نوشته های بی نظیر رابینز هستند . از کتاب های دیگر آنتونی رابینز می توان به :

مهارت در بازی زندگی

افکار بزرگ

گام های بلند : تغییراتی کوچک ، نتایجی بزرگ

قدرت شگرف بودن

توان بی پایان

تکنیک های ساده برای کنترل زندگی

و … اشاره کرد.

برگ سبزهایی از سخنان رابینز

لحظه ای واقعیت های اطراف خود را دریاب

احتمالا همه ما این اصطلاح را شنیدایم که (یادت باشد که هر وقت از کنار گل رزی رد شدی لحظه ای بایستی و آن را ببویی) اما به راستی چند بار در زندگیمان فرصتی را به توجه به جهان اطراف مان اختصاص می دهیم .

اگر می خواهید شاهد زیبایی های اطرافتان شوید فقط کافیست سرعتتان را کم کنید و گل های رز اطرافتان را ببویید.

اگر عشق بورزی به تو عشق می ورزند.

به آنان که رازت را می گویی آزادی خود را می فروشی.

اگر به تو دوستی کردند به خاطر بگذار و اگر تو به کسی دوستی کردی فراموش کن.

کسی که کار نمی کند هرگز به موفقیت نمی رسد .

خدا به کسی کمک می کند که به خودش کمک کرده باشد.

در هنگام مشکلات نگویید که مشکل دارم بلکه بگویید :هی … مشکل، من خدای بزرگی دارم.

اگر نمی توانی شاه راه باشی کوره راه باش.

اگر نمی توانی خورشید باشی ستاره باش بهتر آن است هر انچه هستی باش.

کلمه ها برای ساختن درست شده اند نه برای بابود کردن پس حرف های سازنده بگو نه حرف های تخریب کننده و نابود کننده .

با سه قدم زیر تغییرات پایدار پدید آورید:

قدم اول: معیارهای خود را بالا ببرید،
قدم دوم: عقاید زيان آور را تغییر دهید،
قدم سوم: شیوه معمول کار را عوض کنید.

شهرت عمده او به خاطر سلسله كتاب هايش در زمينه موفقيت است. آنتوني رابينز بيش از نيمي از عمر خود را صرف کمک به ديگران کرده، تا عظمت وجود خود را کشف نموده و آن را بهتر سازند. او يکي از موفق ترين افراد ایالات متحده در زمينه بهبود عملکرد ديگران است.

زندگی نامه آنتونی رابینز: وي درصدد است تا با کمک به افراد، جهان را به جاي بهتري براي زيستن تبديل نمايد. او مي خواهد به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گيرند، روابط خود را با ديگران بهبود بخشند، به دنبال هدفهاي ارزشمند زندگي خود بروند، بر ناکامي هاي عاطفي يا مالي غلبه کنند و به سهم خود، به جامعه و کشور خدمت نمايند.

او فردي بلند قد ، چهار شانه و خوش سيما است . مردم از هر طرف دورش را گرفته اند وفشار مي آورند ، دستش را مي گيرند و از او مي خواهند تا كتاب ها و نوارهاي ويديويي را برايشان امضا كند . او شخصي ممتاز و داراي شهرت جهاني است . نام او ” آنتوني رابينز” است خيلي ها از روي صميميت او را توني صدا ميزنند . او نويسنده پرفروش ترين كتابها در زمينه رشد و تكامل فردي است . هر روز كه به انجام كارهاي روزانه اش مي پردازد ، تا مدتها با سيل عظيمي از جمعيتي مواجه مي شود كه در كلاسهايش حضور مي يابند .

توني در حال حاضر پرشورترين و تاثير گذارترين سخنور جهان است . او بيش از صد و پنجاه روز از سال را صرف بر پا سازي سمينار در چهار گوشه جهان مي كند . اوتاكنون براي تيمهايي نظير” ال. اي. كينگز” و ” سن آنتونيو اسپورز ” و همچنين براي ” آندره آغاسي ” سمت مربي خصوصي را داشته است.

او عقيده دارد انسان هرگز نبايد هويتش را محدود كند ، بنابراين اگر از او بپرسيد كه هويتش دقيقا چيست؟ خواهد گفت : ” اگر از من بپرسيد كه امروز چه كسي هستم ( چون ممكن است تصميم بگيرم فردا شخص ديگري باشم ! ) ممكن بود بگويم كه خالق امكانات ، محرك شادي ها ، انسان ساز و ايجاد كننده شور و شوق هستم . من برانگيزاننده مردم ، واعظ يا پيشواي آنان نيستم . من مربي و پيشرو آنان هستم ، گوينده تلويزيون كشور ، صاحب كمربند سياه ، خلبان هليكوپتر جت ، تاجر بين المللي ، متخصص بهداشت و تغذيه ، مدافع بينوايان و بي خانمانان ، نوع دوست ، كسي كه ايجاد تفاوت مي كند ، فردي ممتاز و در عين حال متواضع هستم ! ”

برای سه دهه گذشته ، آنتونی رابینز ، به عنوان مشاور به رهبران سراسر جهان خدمت کرده است. اقتدار به رسمیت شناخته شده او در روانشناسی از رهبری گرفته تا مذاکرات ، چرخش سازمانی ، باعث عملکرد خوب او شده است به طور مداوم به خاطر نظرات استراتژیک و تلاش های انسان دوستانه افتخارات زیادی کسب کرده است.

موسسه غیر انتفاعی آنتونی رابینز بنیادی را فراهم کرده تا مسئولیت جوانان ، شهروندان ارشد ، بی خانمان و تغذیه بیش از سه میلیون نفر در 56 کشور جهان را به عهده گیرد.

رابینز به عنوان نایب رئیس بهداشت ، آموزش و علوم مرکز تحقیقات سازمان ملل در شورای بین المللی انتخاب شد. رابینز با سازمان کشورهای آمریکایی ، مرکز کارتر و آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID) ، با رهبران سیاسی و کسب و کار در جوامع جهان متنوع از قبیل آفریقای جنوبی ، انگلستان ، کوبا ، پاناما ، ونزوئلا و ایالات متحده همکاری دارد.

دیدگاه مشتریان

مطالب مرتبط

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟

زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟ آنتونی رابينز برای بسياری از ...
زندگی نامه آنتونی رابینز : من چگونه موفق شدم ؟
Rate this post
اگر قصد حرفه ای شدن در بازاریابی شبکه ای به فکرتان زده اینجا به دردتان میخورد حرفه ای شوید
+ +
Top