داستانکرشد شخصینوشتار ها

متن آموزنده لطفا قهوه باشید

coffee

چند عدد هویج چند عدد تخم مرغ و چندانه ی قهوه را به  داخل سه ظرف بریزید. هر سه کاسه را روی شعله قرار دهید تا آب به نقطه ی جوش برسد سپس ۵ دقیقه صبر کنید

چه اتفاقی می افتد؟

هویج ها که سفت بوده اند دیگر نرم شده اند. تخم مرغ ها که درونشان نرم بود سفت شده است. دانه های قهوه  ناپدید شده اند ولی آب داخل کاسه رنگ و طعم قهوه را گرفته است.

**زندگی همیشه  آسان نیست **

        ** زندگی همیشه راحت نیست** 

              ** گاهی اوقات , زندگی سخت است**

اکنون به ظرف ها فکر کن

آبی که در حال جوشیدن است همان مشکلات هستند.

ما میتوانیم مثل هویج سخت و قوی وارد شویم و در نهایت نرم و ضعیف خارج شویم.بنابراین خسته میشویم و امیدمان را ازدست میدهیم وتسلیم مشکلات می شویم (هویج نباشیم) ما میتوانیم مثل تخم مرغ با قلبی حساس و ملایم وارد شویم و با قلب سخت و بی احساس خارج شویم.در این صورت از دیگران متنفر می شویم و تمایل به جدال با آنها را داریم (تخم مرغ هم  نباشیم)

ما میتوانیم دانه قهوه باشیم. آب جوش نمی تواند قهوه را تغییر دهد بلکه این قهوه است که آب را تغییر میدهد هر چه آب داغ تر باشد طعم قهوه نیز بهتر میشود ما میتوانیم مانند دانه قهوه مشکلات را به چیزهای خوب تغییر دهیم. از دانش , مهارت و توانایی های جدید و از قرار گرفتن در متن رشد میکنیم.                                                      ما میتوانیم دنیای اطراف خودمان را بهتر کنیم .

برای کسب موفقیت باید بارها و بارها تلاش کنیم وبه کاری که انجام می دهیم اعتقاد داشته باشیم. نباید تسلیم مشکلات شویم و باید به پیشروی خود ادامه دهیم. مسائل و مشکلات به ما شانس قوی شدن , بهتر شدن و مقاوم تر شدن را میدهد.

هنگامی که زندگی به کام پیش نمیرود چه باید کرد؟ مانند دانه های قهوه عمل کنید و از زندگی خود لذت ببرید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫28 نظرها

  1. باعرض سلام و خسته نباشید جانانه خدمت تمام همکاران عزیزم خصوصا آقای شیری گل.
    می خواستم یه خاطره از خودم براتون تعریف کنم شاید به دردتون بخوره.
    من وقتی شش سال داشتم پدرم از ترکمنستان برام یک کاپشن آورده بود که خیلی قشنگ بود و دوسش داشتم ولی خیلی بزرگ بود. مامانم بهم گفت نگهش دار وقتی بزرگ شدی بپوش منم قبول کردم و فکر می کردم این بزرگ شدن یعنی 20 سال آینده. من وقتی می نشستم پای تبلیغات تلویزیون هر چیزی که می دیدم و خوشم میومد به مامانم می گفتم اسمشونو روی کاغذ بنویسه که وقتی بزرگ شدم بخرمش انگار وقتی بزرگ بشم قراره قدرتی داشته باشم که هیچ چیزی نتونه مانع رسیدن من به اهدافم بشه ومی ذاشتم توی جیب این کاپشن. این موضوع فراموش شد تا اینکه من این کاپشن رو به صورت خیلی اتفاقی چند ماه پیش پیدا کردم. وقتی دست بردم تو جیبش واین کاغذها رو درآوردم و دیدم انگار یه پتکی محکم خورد تو سرم. اون بچه شش ساله رویا پرداز من بودم ولی دیگه نه آرزوهای من اونا بود نه دنیام اونقدر بزرگ بود و نه راهی که داشتم می رفتم به اون آرزوها ختم میشد. ازاونجا بود که به خودم اومدم و راهم رو تغییر دادم. امیدوارم همه ما وقتی به خودمون بیایم که خیلی دیر نشده باشه.

    1. بسیار لذت بردم.کاش همه بتونن دوباره رویا پردازی کنن…

  2. با سلام
    در کنار مطلب زیبای اقای رازقی. مطلبی که دنیا دیده هم فرستاده بود فوق العاده بود.
    به امید موفقیت و امید برای همه.

  3. امروز تصمیم بگیرید به جای آن که قربانی تغییر باشید ، استاد تغییر باشید. :-)

  4. %10 از زندگی مسائلی است که برایمان اتفاق می افتد و %90 آن نحوه نگرش و باور و عکس العمل ما نسبت به آن است.
    ممنون ,مطلبتون خیلی عالی بود.

  5. متن بسیار آموزنده ای بود. مخصوصا نطرات سایر دوستان.

    1. شمام افتخار بدین و نظرتونو با ما در میون بزارید تا استفاده کنیم :-)

  6. ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﻼﺱ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
    » ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟«
    ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ:« ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ «
    ﺍﺳﺘﺎﺩ: «ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ «
    ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ«
    ﺍﺳﺘﺎﺩ: « ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟«
    ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ: « ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ«
    ﺍﺳﺘﺎﺩ: « ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟«
    ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ: « ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ«
    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: « ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ «
    ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ؛ ﺳﭙﺲ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: « ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍﻵﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ«!
    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: « ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ! ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ»
    ————————-
    خیلی ممنون از مطالب زیباتون

    1. از شما ممنونم فوق العاده بود نظرتون درس های بزرگ گرفتم:-)

  7. قطعا واسه حل کردن مشکلات باید انعطاف داشت اما معمولا هرچی صبورتر میشی زندگی پررو تر میشه!!!

    1. :D البته شوخی میکنید دیگه آخه شخصیت زندگی رو خودمون تعیین میکنیم

  8. موافقم .واقعا همینطوره.
    بابت مطلب قشنگ و انگیزشی تون ممنون آقای رازقی.

  9. سه یادآوری کوتاه:
    هر شب ما به رختخواب میرویم،‌ ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر می خزیزیم، با این حال ساعت را برای فردا کوک می کنیم.« این یعنی اُمید»

    ـ کودکی یکساله ای را تصور کنید، زمانی که شما او را به هوا پرتاب می کنید، او می خندد، چرا که او می داند که شما او را خواهید گرفت.«این یعنی اعتماد»

    ـ روزی،‌ تمام روستایی ها تصمیم گرفتند، تا برای بارش باران دعا کنند، در روزی که برای دعا همگی دور هم جمع شدند،تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت.«این یعنی ایمان»

    آن‌ها را برایتان خواستارم …

    مرسی از شما مطلب جالب وپندآموزی بود (^_^)

  10. نتورکر از همه لحاظ باید شبیه به آب باشه ، شکل پذیری، زیبایی، زلال بودن و …
    ممنون از مطلب زیباتون آقای رازقی

    1. ممنون از شما اقای شیری که افتخار میدین و نظر میزارید ممنون.

    2. سلام
      یادجمله ی زنده یاد استاد هنرهای رزمی و فیلسوف بروس لی افتادم که میگفت: آب باش دوست من. وقتی آب رو توی ظرف می ریزی شکل ظرف میشه وقتی تو لیوان می ریزی شکل لیوان رو می گیره. همیشه خودشو با شرایط وفق میده. آب ثابت می گنده اما آب جاری همیشه تازه ست.همیشه جاری باش. آب را به هیج عنوان نمی توان نیشگون گرفت. آب باش دوست من.
      روحش شاد، یادش گرامی

  11. روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد….
    عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟
    روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
    مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
    امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
    وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است …
    حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است …. لبخند بزنید…
    همیشه شاد شاد باشید
    ———————
    خسته نباشید
    متن جالبی بود.ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *