زندگی نامه بزرگان رندی گیج

زندگی نامه بزرگان رندی گیج

زندگی نامه بزرگان رندی گیج

زندگی نامه بزرگان رندی گیج ، در خانواده ای دیده به جهان گشود که مادری تنها و بدون همسر، با درآمدی بسیار ناچیز، مسؤلیت بزرگ کردن سه کودک  را بر عهده داشت.

زندگی نامه بزرگان رندی گیج
زندگی نامه بزرگان رندی گیج

 

سالهای کودکی رندی در فقر و فلاکت سپری شد. زمانی که او نوجوانی بیش نبود ، در دام اعتیاد به مواد مخدر و الکل گرفتار شد. بنابراین مجبور شد هم برای مصرف خویش و هم برای کسب درآمد، به فروش مواد مخدر روی آورد اما او با این درآمد نیز نمی توانست مخارج خود را تأمین کند. پس به سمت جرم و جنایت کشیده شد. او در نتیجه اعمال خلاف از دبیرستان اخراج و نهایتاً در یک سرقت مسلحانه دستگیر و روانه زندان شد. بیشتر بخوانید دربارهزندگی نامه بزرگان رندی گیج

پاورپوینت زیبای من چرا آمده ام روی زمین

پاورپوینت زیبای من چرا آمده ام روی زمین
پاورپوینت زیبای من چرا آمده ام روی زمین

به پاورپوینتی بسیار زیبا و تاثیر گذار مکالمه ی انسان و خدا با نام من چرا امده ام روی زمین برخوردم و بیشتر بخوانید دربارهپاورپوینت زیبای من چرا آمده ام روی زمین

عقابی که خروس شد!

عقابی که خروس شد!
عقابی که خروس شد!

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید بیشتر بخوانید دربارهعقابی که خروس شد!

ساعت بیدار شدن افراد موفق

ساعت بیدار شدن افراد موفق بسیاری از افراد گمان می کنند که مدیران کسب و کارها لازم نیست صبح زود در محل کار حاضر باشند اما نگاهی به سبک زندگی مدیران موفق جهانی نشان می دهد که اتفاقا مدیران خودساخته و موفق معمولا حتی زودتر از کارمندانشان در محل کار حاضر می شوند   جنرال […]

متن آموزنده لطفا قهوه باشید

coffee

چند عدد هویج چند عدد تخم مرغ و چندانه ی قهوه را به  داخل سه ظرف بریزید. بیشتر بخوانید دربارهمتن آموزنده لطفا قهوه باشید

داستان ارزش تجربه

داستان ارزش تجربه
داستان ارزش تجربه

مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از سی سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد. دو سال بعد, از طرف شرکت

بیشتر بخوانید دربارهداستان ارزش تجربه

قشنگی نتورک به اینه که یک دونه رو بکاری و رشدش بدی

داستان دانه و خدا

 

داستان دانه و خدا

روزی دانه ی کوچکی از درخت به زمین افتاد دانه خیلی کوچک وضعیف بود آنقدر کوچک بود که حتی با باد جابجا می شد بارها  این طرف و ان طرف پرت شد جریان باد هربار آن را به هر طرف میکشاند وهیچ کسی به او توجه نمی کرد.

بیشتر بخوانید دربارهقشنگی نتورک به اینه که یک دونه رو بکاری و رشدش بدی

داستان اسب پیر

داستان اسب پیر
داستان اسب پیر
کشاورزی جوان یک اسب پیر داشت یک روز هنگام برگشتن به خانه چون مراقبش نبود داخل چاهی بدون آب افتاد.